چو ماه
.jpg)



محبوبم، اشکهایت را پاک کن!
زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش ساخته،
موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می دارد.
اشکهایت را پاک کن و آرام بگیر،
زیرا ما با عشق میثاق بسته ایم و برای آن عشق است که رنج نداری،
تلخی، بی نوایی و درد جدایی را تاب می آوریم.
اگر بگریم گویند که عاشق است.
اگر بخندم گویند که دیوانه است.
پس میگریم و میخندم !
که بگویند یک عاشق دیوانه است!
تقدیم به آنکه عاشق دیوانه ام کرد

.jpg)
یک نصیحت
مواظب خودت باش
یک خواهش
اصلا عوض نشو
یک آرزو
فراموشم نکن
یک دروغ
تو رو دوست ندارم
یک حقیقت
دلم برات تنگ شده
و یک رویا
تو را داشتن







امشب مثلا شب اخره نمیدونم یک حس عجیبی از سر شب
داره عذابم میده همش حس میکنم بازم مهمون هستم یک
مهمون پرو اصلا نمیدونم چرا باید اومد که مجبور به رفتن و
ترک کردن باشیم سخته خیلی سخته اگه واسه خاطره تو
نبود تا ابد همین جا میموندم .اما دلم اونجاست اینو که هر
کس ندونه خودم میدونم .میدونی یک دوست دارم میگه
دنبال یک دل میگردم که هیچ کس توش نباشه .اون دلی
میخواد که خالئ خالی باشه عشق هیچ ادامی تو اون
دل نباشه سالهاست داره میگرده.من بهش گفتم دل که
توش عشق نباشه دل نیست اصلا بدرد عشق ورزیدن
نمیخوره اونو باید چالش کرد تو چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟
اما میدونی من اینجا هم که هستم تورو دارم چون تا
به امروز احساس تنهائی نکردم همش تورو نفستو با
همه وجودم حس میکنم
شبی در آتش غم سوخت آشیانۀ ما
شبی که رفت و نیآمد فروغ خانۀ ما
در انتظار تو سرتا به پای من شده گوش
کجاست صحبتِ یک موج با کرانۀ ما
سراغت از که بگیرم ... که را نشانه دهم ؟
کسی به فکر کسی نیست در زمانۀ ما
بـــــــــــــــه نام
بگو بگو بی تو چه کنم
بگو بگو چگونه وقتم را بگذرانم
بی تو....
اما با تو بودن
دیگر به چه کنم چه کنم نمی افتم
و وقتی برای گزراندن ندارم
تاهمشه برای تو
چگونه می خواهی که چنگ من جز این آهنگی دیگر بنوازد.
کدام عامل دیگر قادر است احساساتم را برانگیزد.
آیا آواز دیگری فرا گرفته ام یا راه دیگری یافته ام؟
این نگاه توست که شب تار زندگیم را روشن می سازد،
تصویر توست که در خوابهای شیرین زندگیم ظاهر می شود.
این تو هستی که مرا آنگاه که در تاریکی و ظلمت قدم بر می دارم هدایت می کنی![]()
من نور خداوندی را در نگاه تو می جویم.
آنگاه که ابرهای غم و اندوه را کنار زدی، فهمیدم که سرنوشت منو تو باید با هم درآمیزد.
اونی که می خواستم
بـــه پــــای یک عشق جدید نشسـتو
چشـــــــم روی آرزوم همیشـــــه بستــــو
پشـــت مه پنجرمــــون رهـــــــا شــــد
اونی که می خواستم مثل اشک چکیــدو
تـــــو طول راه باز یه کســـی رو دیـــدو
به آرزوش انگــــــــــــــار دیگــــــه رسیـــــدو
بــــــه خاطــــر هیچـــی ازم جــدا شـد
اونی که می خواستـــــــم دل ازم بریـــــدو
بیـــــــن گــــلا یک گـل تــــازه چیــــــدو
به اونی که دلـــــش می خواست رســیدو
بــــا غمــــو غـــصه منــــو آشنـــا کـــرد
اونی که می خواستــــم منو برد بهشتــــو
اســـم منــــو رو ســـر درش نوشتـــــو
بهــــــــونه کــــــــرد بازی ســـرنوشتــــــــــو
تو شهـــــر رویـــاهـــا منـــو رهـــا کـــرد
اونی که می خواستـــــــم منو برد از یـــادو
رفت پیش اونکس که دلش می خوادو
زد زیر عشــــــقش کــــــه یـادش نیـــــــــادو
مثـــــل همه آدمـــــــا بــــی وفا شـــــد
اونی که می خواستــــم،منـــــو تنها گــــذاشت،رفت...
دوستت دارم!
خدایا به نظر تو او کفر می گوید
من همین امشب به آستان تو بر میگردم تا در ساختارم تجدیده نظر کنی
این سینه خشک به درده من نمی خورد! من پستان لازم دارم .............
یک جفت پستان سپید و برجسته که شکافشان بستر شهوت شبانه جوانان هوسرانه ان دوران باشد.
جوانانی که عظمت عشق را در برجستگی پستانها جستجو می کنند!
من موی سرکش و پریشان می خواهم تاهر یک از تارهایشان را زنجیده بندگی صددل هرزه پرست سازم!
این فکر عمیق به درده من نمی خورد ! به چه دردم می خورد ؟...
من فکر بچه گانه می خواهم که با یک اشاره به خاطره هوسی موهوم دل به هرکس و ناکس ببازم!...
پروردگارا ! من امشب رهسپاره بارگاه تو هستم.....
و این گناه من نیست.....
من را بخاطره گناهی که ندارم ببخش
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .
تو را دوست خواهم داشت
آنچنان که خود را
حتی اگر تمام عشاق را دیوانه بخوانی


زنده باد عشق و عاشقی الهی که همه عاشق باشن و نسبت به عشقشون وفادار بمونن.!!!


اگه دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشقندارم که باشه لایق تو
دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
باتموم بی پناهیم به توتکیه داده بودم
هرجابودم با تو بودم هرجارفتم تورودیدم
توسبک شدن تورویاهمه
جابه 
تو رسیدم
بدون این وکه دل من شده جاده ی طلسمت
یکی هست این
وره دنیا که تویادش مونده
اسمت

پیمان دیشب خیلی اذیتت کردم فدات شم منو ببخش
خوب میدونی که چقد برام عزیزی اینو باور کن

پیمانم ناز من !
نمی دونم چرا درست وقتی که دوتامون
در اوج نیاز به همدیگه هستیم یهو یه چیزی باعث
میشه یه کوچولو از هم دور بشیم ........؟ پیمان اما به
قول عزیز اگه این بگو مگو ها نباشه هیچ وقت به هم نزدیک نمیشید
راست میگه چون هر بار که با هم حرفمون شده وحشتناکتر از
قبل عاشقت شدم و تو ی فکر و خیالم بیشتر
محتاجت شدم پیمانم نازنینم اگه وقتایی
شده که با حرفام دلتو شکوندم منو ببخش خودت خوب میدونی
که جات کجاست میدونی که اگه نبخشی اونقد
التماست می کنم اونقد به پات میفتم
تا مجبور شی ببخشی
خوشکلم مهربونم عزیزم پیمانم باور کن نیازم به تو
از نیاز فرزند به مادر بیشتره پیمان خوبم
دوستت دارم و محتاجت
کنارم باش تا ابد
برای آخرين بار ميگويم که دوستت دارم
دوستت دارم ، بی آنکه مرا دوست داشته باشی ...
دوستت دارم حتی اگر از چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم
شکسته است...
دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد ، حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته
باشی با اینکه میدانم در دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل آب پاک و زلال
است...
عزیزم باور کن به تو نیاز دارم ، منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته ، منی که
ساحل دریای دلم طوفانی است و امواج غم و غصه در دلم زیر و رو می شود نیاز به تو
دارم که قلبم را با محبت و عشقت صفا دهی ، دل سوخته ام را با عشقت جان بدهی
و ساحل دریای دلم را آرامتر از همیشه کنی...
عزیزم مرا باور داشته باش ، حتی برای یک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام
وجودت حس کن ... بیا تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده است !
تا تنهایی قاب خالی و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است، تو بیا و قاب
زیبای عکست را در آنجا بگذار!
بیا در قلبم با صدای مهربانت بگو درد دلت را به من و با فریاد اسم مرا صدا کن و بگو
مرا دوست میداری تا سکوت تلخی که مدتهاست اعماق قلبم را فرا گرفته است و
قلبم را غم زده کرده است شکسته شود!
قلبم را پر از محبت و عشق و صفای خودت کن ! بگذار آن خونی که در رگهای خشک
من جاری می شود خون تو باشد و بگذار آن وجود من وجود تو نیز باشد!
عزیزم اینک که مینویسم دوستت دارم چشمانم خیس است ، به خدا خیس است ،
پس چشمهای خیس مرا باور کن و تو نیز به من بگو مرا دوست میداری.
با آهنگ دلنشین عشق و با یاد تو و با عشق به قلب تو با چشمانی خیس و قلبی پر از
امید اگر نخندی و اگر بیخیال این دل عاشق من نباشی می نویسم که دوستت دارم...
اینبار نه از حفظ میگویم و نه تکرار میکنم ، اینبار برای آخرین بار میگویم این کلمه
را !!!! چونکه دوست داشتن به عمل است نه به گفتن! پس برای آخرین بار میگویم
که مرا بفهمی و قلب شکسته و عاشق مرا باور داشته باشی ::::::::
دوستت دارم
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون از غصه توست
يه دفعه مثل يه آهو توي صحراها رميدی
بس كه چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو نديدي
دل نبود توي دلم تو رو گرگها نبينن
اونا با دندوناي تيز به كمينت نشينن
الهي من فداي تو چيكار كنم براي تو
اگه توي اين بيابونا خاري بره به پاي تو
يه دفعه مثل پرنده قفس عشق رو شكستي
پر زدي تو آسمونا رفتي اون دورا نشستي
دل نبود توي دلم گم نشي تو كوچه باغا
غروبا كه تاريكه نريزن سرت كلاغا
نخوره سنگي به بالت پرت نشه فكرو خيالت
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون از غصه توست
يه دفعه مثل يه گل رفتي تو دست خزون
سيل بارون و تگرگ ميومد از آسمون
بردمت تو گلخونه كه نريزه رو سرت
كه يه وقت خيس نشه يخ كنه بال و پرت
نشكني زير تگرگ نريزه از تو يه برگ
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون از غصه توست
يه دفعه مثل يه شمع داشتي خاموش ميشدي
اگه پروانه نبود تو فراموش ميشدي
آره پروانه شدم تا پرام سوخته شه
تا آتيش دل تو به دلم دوخته شه
كه بسوزه پرو بالم كه راحت بشه خيالم
دارم از تو مينويسم تو غم داره نگات
اگه دوست داشتي بگو تا بازم بگم برات
اينقدر ميگم تا خسته شم با عشق تو شكسته شم
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون از غصه توست